با سلام
عزیزان جهت دسترسی آسانتر می توانند از دامین های زیر نیز استفاده کنند.
bgh.3de.ir
baraneghanoon.3de.ir
گروه مجازی باران قانون
خدا رو صد هزار مرتبه شکر. انقدر مسائل و مشکلات مملکت ما حل شده که یکی می خوابه اون یکی هم دنبال اینکه ازش عکس بگیره و ابروشو ببره. همه هم ماشاالله لباس پیغمر به تن...
پس بیاین با هم بخونیم
همه چی آرومه...
حاج احمد تورو خدا بر نگرد...
سال 138۹، چهار سال از جنگ سی و سه روزه ی اسرائیل علیه حزب الله گذشته است. این جنگ به بهانه ی اسارت دو سرباز اسرائیلی به وقوع پیوست که در نهایت نه تنها به آزادی آن دو تن نیانجامید که مایه ی سرافکندگی ششمین ارتش جهان در مقابل یک گروه چریکی کوچک بود. اسرائیل چاره ای ندارد جز اینکه بالاخره به تبادل اسرای لبنانی با دو اسیر خود تن دهد. اگر این دو اسیر تا به این مقدار برای اسرائیل دارای اهمیت بوده اند که برای آنها یک جنگ تمالم عیار به راه انداخته اند، پس قطعا امروز برای آزادی آنها حاضرند بهای بیشتری بپردازند. این بها به احتمال قوی آزادی همه ی اسرای لبنانی و فلسطینی و بلکه 4 اسیر ایرانی خواهد بود.
سال 138۹، از ناپدید شدن 4 دیپلمات ایرانی در سال 1361، 2۸ سال می گذرد و طبق معمول ایام سالگردشان خبر می رسد که: «سه تن از چهار ديپلمات ربودهشده ايراني در لبنان همچنان زنده هستند و در اسرائيل به سر ميبرند.» (فارس به نقل از وعد)
نگارنده، چهار سال پیش از فرمانده مسئول سابق در لبنان پرسیده است که بالاخره وضعیت این عزیزان چگونه است و این فرمانده هم گفت: « از نظر سیاسی و دیپلماتیک باید این مسئله رسیدگی شود و مشخص شود که وضعیت آنها چگونه است. بنابر این باید بگوییم زنده هستند تا بتوانیم پیگیری کنیم، اما آنگونه که ما اطلاع پیدا کرده ایم، همان روزهای اول همه ی این عزیزان را به شهادت رسانده اند و محلی که آنها را دفن کرده اند، اکنون برج هایی ساخته شده است که حتی امکان دسترسی به جنازه ی آنها را هم از بین برده است.»
آرزوی هر ایرانی و مسلمان، زنده بودن تمام این مفقودین و بالاخص فرمانده برجسته ی نبرد با حزب بعثی است که قبل از شهید حاج ابراهیم همت، فرماندهی تیپ 27 محمد رسول الله(ص) را بر عهده داشته است. نام "حاج احمد متوسلیان" به قدری آشنا و الگو شده است که همگان نام او را در کنار نام باکری و همت و زین الدین و ... ذکر می کنند و مانند یکی از شهدای بزرگ که رسیدن به مقامش دست نیافتنی و منحصر به فرد است، تمجیدش می کنند. برای نسل جوان که این عزیزان را تنها با تصاویر آن دورانشان می شناسند، خیلی جالب خواهد بود که بدانند اگر این شهیدان امروز بودند چگونه زندگی می کردند و چه رفتاری در قبال مسائل مختلف از خود نشان می دادند. از طرفی در میان همرزمان این شهیدان بزرگ، عده ی قلیلی هنوز حس برادری و شجاعت دوران جنگ را حفظ کرده اند و با تغییر زمان و وقوع رویدادهای متعدد، در احوالات معنوی خود تغییری نداده اند و عده ی کثیری نیز برای کسب یک مسئولیت و موقعیت برتر از هیچگونه تلاشی چشم نمی پوشند. اینگونه هم نیست که مثلا این نویسنده بنابه تشخیص خود یا آن جناح بنا به قوانین خود، بگوید که "فلانی" همان است که در دوران جنگ بوده و تغییر نکرده است و حتما چنین ادعاهایی، عکس مسئله را به اثبات می رساند. اما بطور قطع الیقین می توان گفت، آن دسته ی قلیلی که همرزم واقعی و بدل آن شهیدان بزرگوار هستند، امروز با اینکه از لحاظ رتبه و مقام و جایگاه فرماندهی بالا و والا هستند، کمتر کسی با نامشان آشناست و خودشان نیز در جهت کسب شهرت و مقام تلاشی نمی کنند. برای مثال فردی چون "احمد کاظمی" قبل از دی 84 و آن فاجعه ی سقوط فالکن که منجر به شهادتش شد، کمتر در معرض شناخت عمومی بود، با اینکه احمد کاظمی از نظر فرماندهی در سطحی بالا و از نظر سابقه ی جبهه فرمانده شهید باکری و فرمانده بعضی هایی بوده است که امروز خود را کاندیدای فلان مقام می کنند و از هر دریچه ای، برای مطرح شدنشان استفاده می کنند. پس قطعا حاج احمد متوسلیان در میان ما وجود دارد، اما این ماییم که کوررنگی گرفته ایم و به جز تبلیغات در و دیوار شهر و این جناح و آن جناح، امکانی برای شناخت متوسلیان ها نداریم ... جوانان هم تقصیری ندارند که متوسلیان ها به گوشه ای رانده شده اند و فقط برای شهادت باید از آنها استفاده شود ... حال در همین حد و با فرض شناخت عمومی بر روی اسم حاج احمد متوسلیان، می خواهیم تصور کنیم که بعد از 2۸سال، حاج احمد از فضای جبهه و جنگ سال 61 وارد فضای ایران 8۹می شود:
شبکه ی خبر در حال پخش مستقیم از فرودگاه بین المللی بیروت: سید حسن نصرالله، مقامات ارشد لبنانی و چندتن از مقامات ایرانی منتظر فرود هواپیمای حامل حاج احمد متوسلیان و 3 تن دیگر از اسرا هستند ... ساعت 9 شب است و اضطراب عجیبی بر تمام ایرانیان وارد آمده است. همه منتظر دیدن 4 ایرانی گمشده پس از 28 سال هستند و ... 9:30 شب و هواپیما آرام بر زمین می نشیند. آرام آرام اسیران لبنانی و فلسطینی پیاده می شوند و با سید حسن نصرالله و مقامات مصافحه می کنند... همه منتظر 4 دیپلمات ایرانی هستند، اما خبری نیست! چند دقیقه بعد خبرنگار تلوزیون اعلام می کند که 4 اسیر ایرانی همین حالا جداگانه وارد فرودگاه شدند ... لحظه ی عجیبی است ... آری، خبر حقیقت دارد و خودشان هستند، اما اصلا چهره هایشان قابل شناسایی نیست. حاج احمد بسیار شکسته شده و مو ها و محاسنش کاملا سفید گشته است ... بغض گلوی خبرنگار را می گیرد و همزمان تصویر نشان می دهد که حاج احمد در آغوش سید حسن قرار می گیرد. حاج احمد اشک می ریزد و اطراف را نگاه می کند ... مراسمی رسمی از طرف حزب الله برپاست و نماهنگ هایی به مناسبت این آزادی اجرا می شود. نزدیک به نیمه شب است و کنفرانس خبری 4 دیپلمات برگزار می شود. چهره هایی نورانی و مظلوم که در پی سالها اسارت، شکسته و مجروح شده اند در حال نظاره به دوربین و نگاه خبرنگاران هستند. سخن با کلام حاج احمد آغاز می شود ... کلامی از قرآن درباره ی وعده به مومنین و مجاهدین و پس از آن یادی از امام خمینی(ره) ... خبر دارند که دیگر امام در میانشان نیست و با اشک از ادامه ی راه او می گویند ... شرح ماوقع آغاز می شود و از روز چهاردهم تيرماه سال 1361 می گویند که در منطقه برباره در جاده طرابلس چگونه به دست مزدوران حزب راستگراي مسيحي كتائب ربوده شدند و در این سالها از کجا به کجا منتقل شدند... از رنج ها و شکنجه ها می گویند و از رفتار وحشیانه صهیونیست ها با آنها ... حاج احمد ناگهان از "همت" می پرسد و خبرنگاری می گوید: «او همان سالهایی که شما را اسیر کردند، به شهادت رسید.» غم تمام وجود حاج احمد را فرا می گیرد و گویی تحمل تمام آن شکنجه ها و رنجهای اسارت از شنیدن خبر شهادت دوست قدیمی اش، حاج همت آسانتر بوده است... از دوستان و همرزمان دیگر سوال می شود و یکی یکی درباره ی آنها توضیح داده می شود. مراسم تمام می شود و همه منتظر لحظه ی ورود حاج احمد به ایران هستند ...
فردا شده است. تیتر روزنامه های ایران: « احمد متوسلیان، فرمانده ارشد دفاع مقدس به همراه سید محسن موسوی، تقی رستگار مقدم و کاظم اخوان پس از 28 سال اسارات، از زندان های رژیم صهیونیستی آزاد شدند...»
در کوچه و خیابان همه جا بحث در مورد آزادی این 4 اسیر ایرانی است. دیگر نه از بنزین حرفی زده می شود نه هدفمند کردن یارانه ها و نه از گرانی ها و مسائل سیاسی؛ و هیچ فردی نیست که در مورد این واقعه ی مهم حرفی نزند. گفته اند آنها فردا به ایران می آیند. فردا می شود و پخش عادی شبکه ها قطع می شود و خبر ورود 4 اسیر را اعلام می کند. رهبر معظم انقلاب به همراه جمعی از فرماندهان نیروهای مسلح به استقبال حاج احمد متوسلیان و دیگر اسیران ایرانی آمده اند. حاج احمد متوسلیان با رهبر انقلاب مصافحه می کند و آیت الله خامنه ای هم با ذکر خاطراتی از دوران جنگ تبسم را بر لبان حاضران می نشاند ... حاج احمد با تک تک فرماندهان مصافحه می کند و بعضی ها را هم بیشتر در آغوش می گیرد و گریه می کند ... سعی می کند نشان ندهد که چه احساسی نسبت به افراد دارد، اما می توان فهمید که حاج احمد از دست خیلی ها ناراحت است ...
از اینجا به بعد حاج احمد راهی خانه می شود تا با خانواده اش دیدار کند. تلوزیون چند روزی است که مستقیم و غیرمستقیم تصاویر مربوط به این بازگشت را نشان می دهد. در میان مردم صحبت هایی در گرفته که: "واکنش متوسلیان به اقدامات همرزمان قدیمی اش چیست؟" حاج احمد خبر ندارد که آن دوستش میلیاردها تومان خرج انتخابات کرده است و دوست دیگرش به چاپلوسی و کسب جایگاه مشغول است و هر کدام با دیگری در حال دعوا هستند. از چند زنه شدن برخی همرزمانش آگاه نیست و تازه می فهمد که قراردادهای کلان فلانی که زمانی همرزمش بوده است، برای چه کاری صورت گرفته است. او امروز با تعجب به دوستان و همرزمانش نگاه می کند و با خود می گوید: « نه، اینها را من نمیشناسم ... اینجا را نیز به یاد نمی آورم ... سرزمین برادری و ایثار، زیر سایه ی رهبری امام خمینی ... نه هرگز تصور نمی کنم!»
حاج احمد نمی خواهد باور کند سال گذشته در ایران چه گذشته است. در دل مقام معظم رهبری با امام زمان در نمازجمعه را برایش می گذارند گریه امانش نمی دهد. نمی تواند باور کند نخست وزیر زمان جنگ چه برسر کشور آورده است. نمی تواند باور کند فرمانده اش حاج محسن نامه جام زهر به مولایش نوشته است. نمی خواهد و نمی تواند که باور کند. نمی تواند باور کند که رئیس جمهور مکتبی فردی را نزدیک خودش قرار داده است که با اصول اعتقادی بازی کرده و حرف از مکتب ایرانی میزند که رنگ و بوی غربی دارد...
در و دیوارهای شهر تبلیغ کالاها و بازیگران سینما و خوانندگان را نمایش می دهد. حاج احمد در حال قدم زنی در خیابان است، اما کسی او را نمی شناسد ... دخترک های خیابانی با آن وضع نا به هنجارشان دل حاجی را می لرزاند ... باز با خود می گوید: « سردرگمم ... نمیدانم 28 سال از وطنم دور بوده ام یا مانند اصحاب کهف در خوابی 300 ساله به سر می بردم؟! ... این همه تغییر و تحول در این مدت 28 ساله اتفاق افتاده است؟ این همه تقلب و فراموشی ارزشها و خیانت دوستان و رزمندگان در عرض این سالها که نبوده ام رخ داده است؟!» حاج احمد تازه در حال آشنایی با این روزگار غریب است ... روزگاری که فقط جاه و مقام و قدرت طلبی حرف اول را در آن می زند و ارزش های انسانی و معنویات در کمتر کسی دیده می شود ... ایران سال 89 برای او چندان پیشرفته نیست و از این بابت تاسف می خورد ... تاسف می خورد که چرا تا بحال شهید نشده است و به همت و باکری نپیوسته است ... آری ، او هم مانند اصحاب کهف، آرزوی مرگ می کند و همه را به یاد جمله ی امام خمینی می اندازد:
«از خدا می خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست. والسلام.» (6/ 1/ 68)
برگرفته از وبلاگ مجادله
اوایل شهریور بود که خبر جالبی را دیدیم. مشایی و حاج منصور ارضی و علی محمد قلی ها
و چندی پیش خبر تودیع و معارفه علی قلیها را شنیدیم و حواشی مربوط به آن
جناب بامشاد یا مستربین دولت...
همه می دانند که پوستین دوز نوکر بی جیره و مواجب تو بوده و با گوشه نظر تو به سمت مدیریت عامل گروه خودرو سازی سایپا رسیده و اینکه فکر نمی کنم قلی ها بیدی باشه که با وزوز تو بلرزه اما...
اما جون ماورایی که میری آدم شو

وبلاگ الغدیر:
به این دلیل که مشائی حاضر به حرف نزدن نیست وحرف زدن را جزء اوجب واجبات می داند و باهمین حرف زدن خود باعث دلخوری بسیاری ازدو ستداران نظام شده است وهمچنین به این دلیل که شخص رئیس جمهور از حمایت خود از این فرد دست بردار نیست ومثل کوه پشت سر این فرد ایستاده وهمچنین چون اقا اسفندیار خان ومستر جون شباهت بسیار زیادی به هم دارند که صد درصد تصادفی نخواهد بود من پیشنهاد می کنم ازاین به بعد به حرفهای اسفندیار جون به مانند حرفهای مسترجون وفقط برای خنده وسرگرم کردن دیگران گوش کنیم چون...
البته این حرف که این اسی جون اصلا لیاقت داره برای ملت ایرانی کارطنز انجام بده نیز جای بحث داره
داشتم در سایت خبری جهان نیوز اخبار رو مطالعه می کردم که ناگهان تیتر یک خبر مرا در جا خشک کرد.
علیرضا افتخاری: بخاطر فشارها ایران را به قصد فرانسه ترک می کنم.
وقتی شروع به خواندن خبر کردم متوجه شدم که استاد بخاطر برخورد گرمی که با رئیس جمهور انجام داده است به شدت تحت فشار قرار گرفته و هیچ تماسی از جانب دولت و رئیس جمهور با وی گرفته نشده و استاد هم بخاطر فشارهایی که بر خود و خانواده اش وارد شده با دلی چرکین راهی فرانسه است اما...
رئیس کارگروه فرهنگی دولت
فکر می کنم استاد علیرضا افتخاری ارزش و جایگاهش به مراتب بالاتر از خوانندگانی مفسد و فراری لس آنجلسی همچون حبیب و معین است که تمام تلاشتان را برای هماهنگی ورود آنها به کشور و هماهنگی مجوز آلبوم های آنان می کنید است اما به خودت زحمت حداقل یک تماس و دلجویی از استاد را ندادید.
واقعا برای دولتی متاسفم که رئیس کارگروه فرهنگیش تو باشی البته همه تقصیر را به گردن شما نمی اندازم چون احتمالا ارتباطات ماوراییتان به شما اجازه نداده اند وکماکان تلاششان خون به دل مردم کردن و زمین زدن دولت مکتبی است.
آقای مشایی مراقب باش تا مبدل به نسخه جدید مافیای قدرت یا احیانا مافیای قدرت و ثروت نشوی.
کسب رتبه نخست افزايش نرخ بيکاري در کشور از سوي استان فارس در سال جاري (1) را که نمادي از هوش، درايت شناخت عميق و مديريت ويژه استاندار جوان و لايق اين استان است، به اين عزيز و زيردستانشان و قاطبه رعاياي بلاد فارس و حافظ و سعدي تبريک گفته، تداوم چنين موفقيتهايي را خواستاريم!
(1) شرق 1/6/89
دلايل
1- چرا رئيس جمهور حميد بقايي را به عنوان نماينده ويژه خود در قاره آسيا منصوب کردهاند؟
به چند دليل ازجمله:
الف) اينکه ايشان مهندس کامپيوتر است و تحصيلات ايشان ارتباط کامل با حوزه ماموريت ايشان دارد!
ب) اين که ايشان هم مانند رئيسجمهور قائل به ربط نيست! مثلا يک دختر خانم با تحصيلات مهندسي صنايع را به رياست موزه ايران باستان منصوب کردهاند!
ج) اينکه ايشان همزمان در سمت معاونت رئيسجمهور و رياست سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي و رياست مناطق آزاد در معناي حقيقي کلمه ترکاندهاند! (مثل ماجراي تخريب و سرقت مسجد جامع عتيق شيراز و کاهش شصت درصدي ميزان ورود گردشگر خارجي به ايران در سال جاري و نابودي ميراث فرهنگي جزيره هرمز و برگزاري برنامه شناي دختر خانم ماجراجو در اطراف جزيره کيش در حضور صدها مرد نامحرم به مناسبت سوم خرداد در همين امسال!)
د) اينکه نسبت ايشان (همان جناب بقايي) به جناب مرشد کامل «اسفنديارجان رحيم مشايي» مثل نسبت اسفنديارجان است به محمودجان! و طبيعي است وقتي که محمودجان اسفنديارجان را 150 درصد قبول دارد و اسفنديارجان هم حميدجان را صد و خوردهاي درصد قبول دارد، ديگر سوالي باقي نميماند.
هـ) پيشنهاد ميشود جناب بقايي براي کوبيدن مشت محکم بر دهان شبههانگيزان حسودي که از فرط حسادت به انتصاب ايشان به سمت نماينده ويژه رئيسجمهور در قاره آسيا ايراد ميگيرند به سوالات زير پاسخ بدهند تا عمق توانايي و دانش ايشان درخصوص قاره آسيا بر همگان آشکار شود!
﷼ همسايگان کشور کامبوج؟
﷼ نام روساي جمهور کشورهاي فيليپين، تايوان، مغولستان و بنگلادش؟
﷼ نام پايتخت کشورهاي لائوس، ميانمار، نپال، بوتان و برونئي؟(لازم به تذکر است که همه کشورهاي فوق در قاره آسيا واقع شدهاند!)
2- چرا رئيس جمهور اسفنديارجان رحيم مشايي را به عنوان نماينده ويژه خود در خاورميانه منصوب کرده است؟
الف) چون دليل نميخواهد.
ب) چون اسفنديارجان در حوزه خاورميانه به ويژه رژيم صهيونيستي و امور مربوط به آن تخصص ويژه دارد!
(اموري مانند به رسميت شناختن ملت اسرائيل و تاکيد بر قوميت ايراني براي سر حال آوردن اعراب خاورميانه و تقويت موضع وهابيون در تضعيف جمهوري اسلامي ايران...)
ج) به دليل احترام به افکار عمومي به ويژه حاميان و فدائيان دولتهاي نهم و دهم
﷼ تذکر اساسي: بد نيست آقاي احمدينژاد از خودشان بپرسد چرا هيچ عاقلي به انتصاب آقاي زهرهوند به سمت نماينده ويژه رئيسجمهور در امور افغانستان اعتراضي نکرده و نخواهد کرد! مگر غير از اين است که آقاي زهرهوند به عنوان يک ديپلمات باسابقه سالها در خصوص افغانستان کار کرده و کارشناس حوزه افغانستان محسوب ميشود؟
چرا ساير انتصابهاي رئيس جمهور اينگونه نيست؟
مگر عدالت به معناي «قرار دادن هر فرد در جايي که شايستگي، لياقت و تخصص آن را داشته باشد» نيست!
آيا رئيس جمهور تعريف ديگري براي عدالت سراغ دارند؟
منبع:ستون همولایتی یالثارات
محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور با اتهام نشر اکاذیب و افترا از الیاس نادران نماینده تهران شکایت کرده است که در همین راستا پرونده ای در شعبه 6 کارکنان دولت گشوده شده است.

پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری در 2 خبر مجزا از سفر محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور به استان سیستان و بلوچستان، از وی به عنوان «دکتر» یاد کرد
اگر چه حدادعادل در نشست شب گذشته دولت و مجلس انتقاداتی را در این خصوص مطرح کرد، اما نامی از مشایی نبرد و احمدینژاد هعم در سخنانش به انتقادات وی، جوابی نداد.
مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علامهطباطبایی، تاکید کرد: دعوت گزینشی از دانشجویان از سوی دفتر ریاستجمهوری نشان دهنده این است که اینگونه اقدامات از سوی شخص رئیسجمهور صورت نگرفته و اطرافیان وی و از جمله مشایی به این اقدام دست زدهاند.
آیت الله مکارم: به جای کمک به زن هنرپیشه، به ایتام کمک کنید

مدير عامل سايپا پرس عزل مي شود؟
ظاهرا نزديكان رئيس دفتر رئيس جمهور انتقادات صريح حاج منصور را برنتابيده و با عزل نزديكان وي از سمتهاي خود قصد دارند تا به تلافي بپردازند در همين راستا شنيده مي شود يكي از نزديكان رئيس دفتر رئيس جمهور به مدير عامل شركت سايپا پرس پيغام داده است كه تا عزل نشده از سمت خود كناره گيري كند !
"صراط"- در حاليكه در مراسم شب هاي ماه مبارك رمضان در مسجد ارگ تهران حاج منصور ارضي مداح مطرح كشورمان انتقادات تندي را عليه اسفنديار رحيم مشايي مطرح كرده و به صحبت ها و مواضع وي به شدت معترض شده بود از گوشه و كنار خبر مي رسد مشايي و يارانش بيكار ننشسته و در پي پاسخ به انتقادات حاج منصور ارضي بوسيله ي عزل نزديكان وي از سمت هاي خود هستند.
در همين راستا شنيده مي شود يكي از نزديكان رئيس دفتر رئيس جمهور به مدير عامل شركت سايپا پرس پيغام داده است كه تا عزل نشده از سمت خود كناره گيري كند ! وي دليل عزل مدير عامل سايپا پرس را نزديكي به حاج منصور ارضي اعلام كرده و اين واكنش را پاسخي به اظهارات اين مداح مشهور عليه مشايي دانسته است.
به گزارش صراط ظاهرا نزديكان رئيس دفتر رئيس جمهور انتقادات صريح حاج منصور را برنتابيده و با عزل نزديكان وي از سمتهاي خود قصد دارند تا به تلافي بپردازند.
گفتني است علي قلي ها مدير عامل شركت سايپا پرس يكي از نزديكان حاج منصور ارضي است كه در طول مديريتش در اين شركت توانسته بود در رنكينگ شركت هاي زير مجموعه ي سايپا صعود قابل توجهي داشته باشد،
وي به سطح رفاه حال كارمندان سايپا پرس توجه ويژه اي داشت و به همين خاطر از مقبوليت بالايي در بين كارمندانش برخوردار است.
لازم به ذكر است حاج منصور ارضي در اعتراض به صحبت هاي مشايي گفته بود: "اگر درباره مشايي اقدام مناسبي صورت نگيرد من خودم درستش ميكنم!این موجود در دولت عين... است و بايد فكري به حالش كرد"
اسفندیار مشایی فکر کنم تا مردم به فکر اجرای بند م وصیت نامه امام(ره) نیافتاده اند خودت استعفاء بدی و بروی. و اما
جناب آقای احدی نژاد علی قلی ها و امثال قلی ها چه میزان در دولت نهم زحمت کشیدند و در دوران انتخابات شبانه روز برای رای آوردن شما زحمت کشیدند؟؟؟
وزاری دور قبلی را که بر کنار کردید به وزاری این دوره در جلستان تو دهنی زدید آیا مشایی باز هم هنوز اینقدر ارزش دارد تا نیروهای ارزشیتان همچون علی قلی ها را از دست بدهید؟
پس لرزه هاي يك انتصاب مشكوك در نهاد رياست جمهوري
صراط اين خبر را به عنوان مقدمه اي براي پيگيري مسئولان ذيربط منتشر نموده و اعلام مي نمايد كه اطلاعات كاملا موثق و بيشتري از اتفاقات خطرناك رخ داده در اين مركز حساس و امنيتي در اختيار دارد.
صراط - با انتصاب مجتبی زارعی به سمت معاونت فرهنگی وزیر کار ، سرپرست نهاد ریاست جمهوری با توجه به خالی شدن پست مزبوربراساس پیشنهاد معاونت ارتباطات نهاد ریاست جمهوری(صالحی مرام) با انتصاب فرهاد زیویار به سمت سرپرست اداره کل فوق موافقت كرد.
در همين زمينه اخيرا مطلع گشتيم كه زیویار پس از استقرار در جایگاه خود، علی رغم اینکه تنها به عنوان سرپرست آن اداره منصوب شده بود، اقدام به تغییر و تحولات گسترده در حوزه نیروی انسانی معاونت مزبور نموده است. اقدامي كه در چنان مركز حساسي با حجم گسترده اي از اسناد به كلي سري نظام جمهوري اسلامي شديدا مشكوك به نظر مي رسد.
نکته مشكوك این اقدامات اینجاست که جابه جایی های انجام شده، با انزوا و طرد نیروهای درستكار، امين و اتفاقا از حامیان دولت آقاي احمدي نژاد همراه بوده است.
صراط اين خبر را به عنوان مقدمه اي براي پيگيري مسئولان ذيربط منتشر نموده و اعلام مي نمايد كه اطلاعات كاملا موثق و بيشتري از اتفاقات خطرناك رخ داده در اين مركز حساس و امنيتي در اختيار دارد كه در صورت عدم رسيدگي فوري منتشر خواهد نمود

اپایگاه خبری تحلیلی صراط نیوز:
مروز فقط موضوع انديشه اسلامي و مکتب اسلام ، مهم ترين بحث روز است و هرکس بخواهد با مسائل انحرافي از خط ولايت و اسلام منحرف شود از ما نيست و فردي ملحد و منحرف است.
دبير پدافند غيرعامل کشور در یک جمع دانشجویی ، به انتقاد از رفتار برخي از نزديکان رئيس جمهور پرداخت و افزود : وقتی اکنون ما از اسلام ناب محمدي و خداشناسي به سربلندی و عزت رسيده ايم ، مکتب ايراني چه مفهومي دارد .
برادر رئیس جمهور گفت : امروز فقط موضوع انديشه اسلامي و مکتب اسلام ، مهم ترين بحث روز است و هرکس بخواهد با مسائل انحرافي از خط ولايت و اسلام منحرف شود از ما نيست و فردي ملحد و منحرف است .
حاج داود احمدی نژاد افزود : این مسئله که یک نفر می گوید حضرت ابراهيم ايراني است ، چه دردي از دردهاي کشور را دوا می کند . مشکل آنها این است که می خواهند در وحدت ملت خلل ایجاد کنند.
وي افزود : وقتي پنج سال پیش ، در بازرسي رياست جمهوري بودم ، دریافتم که برخي ها در مسير انقلاب نيستند و از آن زمان ، بعنوان یکی از مخالفین حضورشان در دولت شدم . يکي از آنان که به تازگي مرحوم شده ، با مدرکي جعلي خود را به دولت نزدیک کرده بود و من هر اطلاعاتی که از اين دکتر قلابي داشتم ، به هرجایی که می توانستم منتشر و چهره اش را مشخص کردم .
داود احمدی نژاد گفت : هيچ کس نمي تواند بگويد من در کنار امام زمان هستم و اگر کسي اين را بگويد بايد با او برخورد شود و حتي وي را بايد کشت . امام زماني که او ادعا مي کند در کنارش است هرگز وجود ندارد ، چون کسي که در کنار امام زمان است بايد لااقل با آيات الهي آشنا باشد .
وي گفت : کسیکه اکنون از او صحبت می کنم ، در يکي از حرفهایش گفته بود که اگر حضرت عيسي را نمي کشتند ، 300 سال پيامبري مي کرد در حاليکه در سوره هاي آل عمران و نساء ، خداوند صراحتا فرموده عيسي را نکشته اند و هر کس که بگويد عيسي را کشته اند منحرف است ، اگر فقط به اين آيه بخواهيم استناد کنيم ، درخواهیم یافت که وی منحرف است.
وي در پایان گفت : دشمن شناسي اين نيست که فقط بگوییم آمريکا دشمن اصلي ماست ، اين فايده اي ندارد بلکه بايد ترفندها و هدف آنها را شناخت و عوامل آنان را در کشور حال هر کس مي خواهد باشد به مردم معرفي و شگردهاي عوامل دشمن را خنثي کرد .
جهان نیوز:
پيامك های مشکوک در وصف امام زمان و آقای میم!
طرفداران اسفنديار .میم كه به گزارش برخی رسانه ها از چندين ماه پيش، كمي زودتر از رقباي خود فعاليت انتخاباتي براي دولت يازدهم را آغاز كرده اند، در اين مرحله به سراغ تبليغات پيامكي (SMS) رفتند
به گزارش خبرنگار جهان اخرا پیامکی با شماره 30001441 برای مردم ارسال شده است که در آن بخشی از سخنان آقای اسفندیار میم درج شده است.
در تعدادی از اين پيامكها آمده است:"مهندس اسفندیار ميم: اگر نماز صبحم قضا شود، دعاي عهدم قضا نميشود." كه در پايان پيامك عنوان "عاشقان يار" حك شده است.
پيامكهايي كه از سوي اين گروه ارسال ميشود معمولاً يكي در ميان در وصف امام زمان (عج) و آقای رحیم میم است و برگزيدن نام "عاشقان يار" در انتهای پیامک قابل تأمل است.
جهان نیوز:
به گزارش خبرنگار جهان این جلسه که با حضور رئیس جمهور و رئیس دفتر وی برگزار می شد با انتقاد برخی از وزرا به بحث مکتب ایرانی شروع شد و نهایتا رئیس جمهور به برخی از شبهات مطرح شده از سوی وزرا پاسخ داد.
در این جلسه 5 نفر از اعضای هیئت دولت نسبت به اظهارات رئیس دفتر رئیس جمهور انتقاد داشتند و تصریح کردند که این سخنان باعث ایجاد هزینه برای دولت می شود.
چند نفر دیگر از اعضای جلسه نیز وقت گرفتند صحبت کنند که رئیس جمهور به دلیل ضیق وقت اجازه نداد و به انتقادات مطرح شده پرداخت.
احمدی نژاد تاکید کرد که منتقدین سخنان رئیس دفتر خود را کامل مطالعه نکردند وتحت فضاسازی های رسانه ای شروع به انتقاد کردند.
رئیس جمهور با اشاره به سخنان یکی از بزرگان علمی و امنیتی نیز تصریح کرد که این عزیزان هم حرفهای رئیس دفتر را متوجه نشدند.
به گفته رئیس جمهور باند ثروت و قدرت به دنبال تخریب من(رئیس جمهور) هستند برای همین از مشائی شروع کردند.
رئیس جمهور در ادامه تصریح کرد که آقای مشائی فردی ولایتمدار و متدین است.متاسفانه اخبار نادرست به علما می دهند.تا به حال چندین مرتبه خواسته است که خدمت مراجع برسد، اما مراجع اجازه ندادند.
احمدی نژاد اضافه کرد: آقای مشائی انسان متدینی است.چرا باید به خاطر دفاع از انقلاب و حرف از امام
زمان مورد انتقاد قرار بگیرد.
واقعا دیگه این حمایت رئیس جمهور مکتبی از مشایی داره حیرت انگیز میشه. آیت الله مصباح یزدی و دیگر علما که نمی فهمند. سردار سرلشگر دکتر فیروز آبادی هم نمی فهمه. وزرا و دیگر مسئولین و قشر علمی و امت حزب الله هم نمی فهمند همه آنها هم جزو باند قدرت و ثروتند و همه هم دنبال تخریب رئیس جمهور. هیچ کس حرفهای مشایی رو نمی فهمه جز رئیس جمهور. نفهم خواندن بالاترین مقام نظامی کشور هم جز تدین مشایی محسوب میشه.
جناب آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم
اسفندیار رحیم مشایی که در حدی نیست که بخوایم اینجا راجع بهش صحبت کنیم اما شما موضع خودتون رو در برابر این حرفها مشخص کنید نگذارید نسبت های فامیلی و کاری باعث بسته شدن چشمهایتان بر روی حقیقت بشه. حرفهای مشایی و حمایت های شما از افاضات بامشادتان فقط خون به دل امام زمان و امت حزب الله و علما می کنه.
سخنرانی کامل حاج آقای مشفق از مسئولان امنیتی کشور در خصوص فتنه اخیر و شفاف سازی فعالیتهای پنهان هاشمی خاتمی موسوی خوئینی ها و ... در این خصوص.
اختتامیه جشنواره جوان ایرانی در بخش تجسمی، در حالی در تالار وحدت به کار خود پایان داد که"شهرام شکوهی" از خواننده های غیر مجاز موسیقی، در مراسم اختتامیه این جشنواره روی سن حاضر شد تا به اجرای قطعاتی بپردازد که وزارت ارشاد از صدور مجوز برای آنها خودداری کرده بود!
از وزارت ارشاد بیش از این انتظار نمیرفت اما از بچه حزب اللهی مثل مهندس بذرپاش که پدرش در راه حفظ ارزش های نظام جمهوری اسلامی به شهادت رسیده است انتظار نداشتیم.
اما جناب آقای احمدی نژاد زورشان به شما نمیرسد به مشایی گیر می دهند زورشان به کی نمیرسد که انقدر به وزارت ارشاد گیر میدن؟؟؟
رحیم مشائی رئیس دفتر رئیس جمهور از حوادث جدید در یک سال آینده خبر داد و تأکید کرد در یک سال آینده مردم متوجه می شوند که شریعتمداری با احمدی نژاد مشکل دارد و در این دوره، عده ای احمدی نژاد را کافر می خوانند.
مشائی در دیداری غیر خصوصی با بیان اینکه عده ای تلاش می کنند به هر تقدیر مرا تخریب کنند گفت: آقای احمدی نژاد به من گفته است که تو چوب من را می خوری.من را نمی توانند بزنند به تو گیر می دهند.
پس آقای احمدی نژاد هم بله؟؟؟
برخی اخبار و تحلیل ها حاکی از آن است که کروبی برای فراموش نشدن از رهبری جنبش سبز، دیدارهای خود را افزایش داده است و هر روز به بهانه های مختلف تلاش می کند در صدر اخبار رسانه های سبز قرار گیرد.
حاج منصور ارضي با اشاره به اينكه هر كس از رهبري جلو بزند از دين خارج شده است گفت:در ايام شهادت حضرت زهرا همه به دنبال برگزاري دسته هاي عزاداري بودند اما چرا وقتي درخصوص حجاب اين قبيل برخوردها انجام مي شود كسي پاسخگو نيست و اعتراض نمي شود.
فائزه هاشمی در خصوص لفظ فتنه گفت: من با لفظ فتنه در این دوران موافقم اما نه با تعبیری که رایج است که معترضین به نتایج انتخابات را فتنه گر می دانند، من معتقدم که فتنه جریان مقابل است چون آن جریانی که انتخابات طی کرد خودش یک فتنه بزرگی بود.چ
به گزارش جهان وی که با یک رسانه اصلاح طلب گفت وگو می کرد، با بیان اینکه هنوز هم دیر نشده است و نظام می تواند ماجرای تقلب را مجدداً بررسی کند اظهار داشت: اعتراضات خیابانی همه به این دلیل بود که می خواستند ببینند رأی شان کجا رفته است.
وی درخصوص ریشه های این اعتراضات، بدون اشاره به نام کسی، ادعای مطهری مبنی بر اینکه احمدی نژاد و مناظره او ریشه اعتراضات خیابانی بوده است را رد کرد و گفت: اینکه ریشه حوادث بعد از انتخابات به مناظره ها برمي گردد من اعتقاد ندارم. به این خاطر که به نظر من بعضی برنامه ها از قبل چیده شده بود. در واقع حرف هایی که در این مناظره زده شده بود یک ابزاری بود در جهت پیشبرد همان برنامه هایی که طراحی شده بود و حوادث بعد از انتخابات هم اعتراض به آن مناظره نبود بلکه اعتراض به اینکه؛ "رأی ما کجاست؟" بود و احساس شد که رأی واقعی خوانده نشده است.